5 مطلب برتر وب سایت

اضطراب یک واکنش طبیعی در برابر استرس و چالش‌های زندگی است، اما زمانی که شدید و مداوم شود، می‌تواند تمرکز، […]

آیا مدتی طولانی (شاید از زمانی که به یاد می آورید) است که احساس خستگی، بی انگیزگی و بی علاقگی […]

اضطراب و آشفتگی درونی بسیار شدید که از آن به عنوان اختلالات اضطرابی (anxiety disorders) نام برده می شود؛ یکی […]

افسردگی سایکوتیک یا افسردگی روان پریشانه (Psychotic Depression) نوعی اختلال افسردگی اساسی (MDD) همراه با علائم روان پریشانی است. این […]

افسردگی در نوجوانان یکی از اختلالات جدی سلامت روان است که می تواند امنیت و رفاه یک نوجوان و حتی […]

اختلال دو قطبی چیست

آشنایی اختلال دو قطبی (علائم و روش های درمان)

اختلال دو قطبی  (Bipolar disorder)یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال شایع‌ترین اختلالات خلقی است که با نوسانات شدید در خلق و خو مشخص می‌شود. این نوسانات از دوره‌های افسردگی شدید تا دوره‌های شیدایی یا هیپومانیا متغیر است. در این مقاله، به بررسی جامع اختلال دو قطبی، از علل و علائم تا روش‌های تشخیص و درمان آن خواهیم پرداخت.

اختلال دو قطبی چیست؟

اختلال دوقطبی، که قبلاً افسردگی شیدایی نامیده می شد، یک وضعیت سلامت روانی است که باعث تغییرات شدید خلق و خو می شود. این اختلال شامل اوج عاطفی است که در آن انرژی بیمار بسیار بالاست و به آن شیدایی یا هیپومانیا می‌گویند. اما اگر انرژی بیمار بسیار پایین باشد به عنوان افسردگی شناخته می‌شود.

وقتی افسرده می شوید، ممکن است احساس غمگینی یا ناامیدی کنید و علاقه یا لذت را نسبت به بیشتر فعالیت‌ها از دست بدهید. هنگامی که خلق و خوی شما به سمت شیدایی یا هیپومانیا تغییر می‌کند، ممکن است احساس هیجان و شادی (خوشحالی) داشته باشید و پر انرژی شوید یا به طور غیرعادی تحریک پذیر عمل کنید. این نوسانات خلقی می‌تواند بر خواب، انرژی، فعالیت، قضاوت، رفتار و توانایی تفکر واضح تأثیر بگذارد.

اپیزودهای نوسانات خلقی از افسردگی تا شیدایی ممکن است به ندرت یا چندین بار در طی سال رخ دهد. هر دوره معمولا چند روز طول می کشد. بین اپیزودها، برخی افراد دوره‌های طولانی ثبات عاطفی را تجربه می‌کنند. برخی دیگر ممکن است اغلب دچار نوسانات خلقی از افسردگی به شیدایی یا افسردگی و شیدایی همزمان شوند.

اگرچه اختلال دوقطبی یک بیماری مادام العمر است، اما می توانید با پیروی از یک برنامه درمانی، نوسانات خلقی و سایر علائم خود را مدیریت کنید. در بیشتر موارد، متخصصان مراقبت‌های بهداشتی از داروها و گفتگو درمانی که به عنوان روان درمانی نیز شناخته می‌شود، برای درمان اختلال دوقطبی استفاده می‌کنند.

انواع اختلال دو قطبی

انواع اختلال دو قطبی

اختلال دو قطبی در انواع مختلفی وجود دارد که هر یک با الگوی متفاوتی از نوسانات خلقی مشخص می‌شوند:

اختلال دو قطبی نوع اول: در این نوع، فرد دوره‌های شیدایی شدیدی را تجربه می‌کند که ممکن است با رفتارهای پرخطر و تصمیم‌گیری‌های عجولانه همراه باشد. در این مدل اختلال دو قطبی حداقل یک دوره شیدایی داشته‌اید که ممکن است قبل یا بعد از دوره‌های هیپومانیک یا افسردگی اساسی رخ دهد. در برخی موارد، شیدایی ممکن است باعث گسست از واقعیت شود که به آن روان پریشی می‌گویند.

اختلال دو قطبی نوع دوم: در این نوع، فرد دوره‌های افسردگی شدید را تجربه می‌کند و دوره‌های شیدایی او خفیف‌تر و به صورت هیپومانیا بروز می‌کند. اما در این نوع دوره شیدایی معمولا تجربه نمی‌شود.

اختلال سیکلوتی: سیکلوتیمیا با نوسانات خلقی خفیف‌تر و طولانی‌مدت مشخص می‌شود که نه به شدت شیدایی و نه به شدت افسردگی هستند.

اختلال دو قطبی با ویژگی‌های مختلط: در این نوع، علائم شیدایی و افسردگی به طور همزمان در فرد دیده می‌شود.

انواع دیگر: این مدل‌ها شامل اختلالات دوقطبی و مرتبط با آن است که توسط برخی داروها یا الکل، یا به دلیل شرایط پزشکی مانند بیماری کوشینگ، مولتیپل اسکلروزیس یا سکته مغزی ایجاد می‌شوند.

چه زمانی اختلال دو قطبی شروع می‌شود؟

زمان شروع دقیق اختلال دو قطبی در افراد مختلف متفاوت است. اختلال دوقطبی می تواند در هر سنی شروع شود، اما معمولاً در سال‌های نوجوانی یا اوایل دهه 20 تشخیص داده می‌شود. علائم ممکن است از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد و علائم ممکن است در طول زمان متفاوت باشد.

شیدایی و هیپومانیا چه تفاوتی با هم دارند؟

شیدایی و هیپومانیا متفاوت هستند، اما علائم مشابهی دارند. شیدایی شدیدتر از هیپومانیا است و باعث مشکلات بیشتر در محل کار، مدرسه و فعالیت‌های اجتماعی و همچنین کنار آمدن با دیگران می‌شود. شیدایی همچنین ممکن است باعث گسست از واقعیت شود که به آن روان پریشی می‌گویند و در این مواقع بنا به تشخیص پزشک، فرد باید در بیمارستان بستری شود.

علائم دوره‌های شیدایی و هیپومانیک

  • بسیار فعال‌تر، پرانرژی یا آشفته‌تر از حد معمول بودن
  • احساس تحریف حس خوب یا اعتماد به نفس بیش از حد
  • نیاز به خواب بسیار کمتر از حد معمول
  • پرحرف بودن و تند صحبت کردن
  • داشتن افکار مسابقه‌ای یا پریدن سریع از موضوعی به موضوع دیگر
  • منحرف شدن آسان
  • تصمیم گیری ضعیف برای مثال، ممکن است خرید یا سرمایه گذاری‌های احمقانه انجام دهید

افسردگی اساسی چیست؟

یک دوره افسردگی اساسی شامل علائمی است که به قدری شدید هستند که باعث می‌شوند شما در انجام فعالیت‌های روزانه دچار مشکل شوید. این فعالیت‌ها شامل رفتن به محل کار یا مدرسه و همچنین شرکت در فعالیت های اجتماعی و کنار آمدن با دیگران است.

علائم افسردگی اساسی

  • داشتن خلق و خوی افسرده. ممکن است احساس غمگینی، پوچی، ناامیدی یا گریه کنید. کودکان و نوجوانان افسرده می‌توانند تحریک پذیر، عصبانی یا خصمانه به نظر برسند.
  • از دست دادن قابل توجه علاقه یا عدم لذت در همه یا بیشتر فعالیت‌ها
  • کاهش وزن زیاد هنگام عدم رژیم یا پرخوری و افزایش وزن. وقتی کودکان آنطور که انتظار می‌رود وزن اضافه نمی کنند، این می‌تواند نشانه افسردگی باشد.
  • خوابیدن خیلی کم یا زیاد
  • احساس بی‌قراری داشتن یا عمل کردن کندتر از حد معمول
  • خیلی خسته بودن یا از دست دادن انرژی
  • احساس بی ارزشی، احساس گناه بیش از حد یا احساس گناه در زمانی که لازم نیست.
  • سخت بودن فکر کردن یا تمرکز کردن، یا ناتوانی در تصمیم گیری
  • فکر کردن، برنامه ریزی یا اقدام به خودکشی

سایر ویژگی‌های اختلال دوقطبی

علائم اختلالات دوقطبی، از جمله دوره‌های افسردگی، ممکن است شامل ویژگی‌های دیگری نیز باشد، مانند:

  • پریشانی مضطرب، زمانی که علائم اضطراب و ترس از دست دادن کنترل خود را احساس می‌کنید.
  • مالیخولیا، زمانی که شما بسیار غمگین هستید و لذت‌های عمیق برایتان از بین می‌رود.
  • روان پریشی، زمانی که افکار یا احساسات شما از واقعیت جدا می‌شوند.

علائم اختلال دو قطبی در کودکان و نوجوانان

تشخیص علائم اختلال دوقطبی در کودکان و نوجوانان دشوار است. معمولا تشخیص این که آیا این علائم فراز و نشیب‌های معمول هستند یا به دلیل استرس یا ضربه هستند یا نشانه هایی از یک مشکل سلامت روانی غیر از اختلال دوقطبی هستند، دشوار است.

کودکان و نوجوانان ممکن است دوره‌های افسردگی اساسی یا شیدایی یا هیپومانیک مجزا داشته باشند. اما این الگو می‌تواند از بزرگسالان مبتلا به اختلال دوقطبی متفاوت باشد. خلق و خوی‌ آنها می‌تواند به سرعت در طول دوره‌های مختلف تغییر کند. برخی از کودکان ممکن است دوره‌های بدون علائم را بین دوره‌ها تجربه کنند.

بارزترین علائم اختلال دوقطبی در کودکان و نوجوانان ممکن است نوسانات خلقی شدید باشد که شبیه نوسانات خلقی معمول آنها نیست.

علل اختلال دو قطبی

علت دقیق اختلال دو قطبی هنوز به طور کامل مشخص نیست، اما عوامل مختلفی در ایجاد آن نقش دارند، از جمله:

  • ژنتیک: داشتن سابقه خانوادگی اختلال دو قطبی، خطر ابتلا به این اختلال را افزایش می‌دهد. اختلال دوقطبی در افرادی که یکی از بستگان درجه یک مانند خواهر یا برادر یا والدین به این عارضه مبتلا هستند، شایع‌تر است. محققان در تلاش برای یافتن ژن‌هایی هستند که ممکن است باعث اختلال دوقطبی شوند.
  • بیولوژیکی: اختلال در عملکرد انتقال‌دهنده‌های عصبی مانند سروتونین، دوپامین و نورآدرنالین می‌تواند نقش مهمی در ایجاد این اختلال داشته باشد.
  • عوامل محیطی: استرس‌های روانی، رویدادهای آسیب‌زا و برخی از داروها می‌توانند به عنوان عوامل محرک در بروز اختلال دو قطبی عمل کنند.

عوامل مؤثر در افزایش خطر ابتلا به اختلال دو قطبی

عواملی که ممکن است خطر ابتلا به اختلال دوقطبی را افزایش دهند یا باعث اولین دوره شوند عبارتند از:

  • داشتن یکی از بستگان درجه یک، مانند والدین یا خواهر و برادر، مبتلا به اختلال دوقطبی
  • دوره های استرس زیاد، مانند مرگ یکی از عزیزان یا رویدادهای آسیب زا دیگر
  • سوء استفاده از مواد مخدر یا الکل

عوامل مؤثر در افزایش خطر ابتلا به اختلال دو قطبی

اختلالات مشابه اختلال دو قطبی

گاهی اوقات چیزی که به نظر می‌رسد اختلال دوقطبی است ممکن است واقعاً یک اختلال دیگر باشد. یا علائم اختلال دوقطبی ممکن است با سایر اختلالات همپوشانی داشته باشند و همچنین ممکن است یک بیماری سلامت دیگری داشته باشید که باید همراه با اختلال دوقطبی درمان شود. برخی از شرایط می توانند علائم اختلال دوقطبی را بدتر کنند یا پروسه درمان را دچار مشکل سازند.

این اختلالات و شرایط عبارتند از: اختلالات اضطراب، اختلالات خوردن، اختلال کمبود توجه/بیش فعالی (ADHD)، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، سوء مصرف الکل یا مواد مخدر،  ویژگی‌ها یا اختلالات شخصیتی مرزی و مشکلات جسمی مانند بیماری قلبی، مشکلات تیروئید، سردرد یا چاقی.

تشخیص اختلال دو قطبی

تشخیص اختلال دو قطبی براساس ارزیابی جامع علائم بیمار توسط پزشک متخصص انجام می‌شود. پزشک برای تشخیص دقیق، ممکن است از مصاحبه بالینی، معاینه فیزیکی و آزمایش‌های روانشناختی استفاده کند.

پزشکان باید از همه بیماران مبتلا به افسردگی در مورد علائم شیدایی، مانند انرژی بیش از حد، کاهش نیاز به خواب، افزایش تمایلات جنسی و خلق و خوی بالا یا تحریک پذیر سوال کنند. اعضای خانواده اغلب می‌توانند بینشی در مورد الگوهای اخیر رفتار و تصمیم گیری خویشاوندان خود ارائه دهند. شناسایی افراد مبتلا به اختلال دوقطبی بسیار مهم است زیرا تشخیص و درمان زودهنگام اغلب منجر به بهبود روند درمان می‌شود.

تقریباً 70 درصد از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی دارای اختلال اضطراب نیز هستند و کمی بیش از نیمی از آنها اختلال مصرف مواد دارند. اختلالات شخصیت حدود یک سوم افراد مبتلا به اختلال دوقطبی را تحت تأثیر قرار می دهد و تقریباً 10 تا 20 درصد این افراد دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی نیز هستند.

درمان اختلال دو قطبی

درمان اختلال دو قطبی ترکیبی از دارو درمانی و روان درمانی است.

  1. دارو درمانی: داروهای تثبیت‌کننده خلق و خو، ضد افسردگی‌ها و ضد روان‌پریشی‌ها برای کنترل نوسانات خلقی و کاهش علائم بیماری استفاده می‌شوند. اینکه چه دارویی به شما پیشنهاد می‌شود به شدت علائم و نوع اختلال شما بستگی دارد. به احتمال زیاد برای شما داروهای تثبیت کننده خلق یا داروهای ضد روان پریشی تجویز می‌شود، مانند: لیتیوم، کاربامازپین، والپروات، اولانزاپین، کوتیاپین، آریپیپرازول، ریسپریدون، کلوزاپین و …
  2. روان درمانی: روان درمانی‌هایی مانند درمان شناختی رفتاری(CBT)، درمان بین فردی و روان درمانی خانواده به بیمار کمک می‌کنند تا با علائم بیماری کنار بیاید، مهارت‌های مقابله‌ای را بیاموزد و روابط اجتماعی خود را بهبود بخشد. در واقع در کنار دارو، پزشک ممکن است درمان یا مشاوره‌ای را برای کمک به مدیریت اختلال دو قطبی در طولانی مدت پیشنهاد کند. این موضوع می‌تواند راهی موثر برای مدیریت افسردگی شما باشد و به شما کمک کند خلق و خوی پایداری داشته باشید.

عوارض عدم درمان اختلال دو قطبی

درمان نشدن اختلال دوقطبی می‌تواند منجر به مشکلات جدی شود که بر هر بخش از زندگی شما تأثیر می‌گذارد، از جمله:

  • مشکلات مربوط به سوء مصرف مواد مخدر و الکل
  • خودکشی یا اقدام به خودکشی
  • مشکلات حقوقی یا مالی
  • مشکل در کنار آمدن با دیگران
  • عملکرد ضعیف در کار یا مدرسه

امید به زندگی افراد مبتلا به اختلال دوقطبی

امید به زندگی افراد مبتلا به اختلال دوقطبی 12 تا 14 سال کمتر از جمعیت عمومی است که در درجه اول به دلیل افزایش خطر خودکشی و بیماری قلبی است. اختلال دوقطبی با سندرم متابولیک (فشار خون بالا، گلوکز خون بالا، چربی اضافی بدن در اطراف کمر و سطوح غیر طبیعی کلسترول)، چاقی، سیگار کشیدن و دیابت نوع 2 مرتبط است.

پیشگیری از اختلال دو قطبی

هیچ راه مطمئنی برای پیشگیری از اختلال دوقطبی وجود ندارد. اما درمان به محض مشاهده یک اختلال سلامت روان می تواند به جلوگیری از بدتر شدن اختلال دوقطبی یا سایر شرایط سلامت روان کمک کند. اگر برای شما اختلال دوقطبی تشخیص داده شده است، در اینجا چند راه وجود دارد که می‌توانید از تبدیل شدن علائم جزئی به دوره‌های کامل شیدایی یا افسردگی جلوگیری کنید:

  1. به علائم هشدار دهنده توجه کنید. صحبت کردن با تیم مراقبتی خود در مورد علائم در مراحل اولیه می‌تواند از بدتر شدن دوره جلوگیری کند. ممکن است الگویی برای اپیزودهای دوقطبی خود و عوامل ایجاد آن پیدا کرده باشید. اگر احساس می‌کنید در حال شروع یک دوره افسردگی یا شیدایی هستید، با متخصص مراقبت‌های بهداشتی یا روانشناس خود تماس بگیرید و از اعضای خانواده یا دوستان خود بخواهید که مراقب علائم هشدار باشند.
  2. به اندازه کافی بخوابید. اختلالات خواب اغلب باعث بی ثباتی خلق و خو می‌شود.
  3. از مواد مخدر و الکل دوری کنید. نوشیدن الکل یا مصرف مواد مخدر می‌تواند علائم شما را بدتر کند و احتمال بازگشت آنها را افزایش دهد.
  4. داروهای خود را طبق دستور مصرف کنید. ممکن است وسوسه شوید که درمان را متوقف کنید، اما این کار را نکنید. قطع دارو یا کاهش دوز دارو ممکن است باعث عوارض شود. همچنین، علائم شما ممکن است بدتر شود یا عود کند.

برای کمک به فرد مبتلا به اختلال دو قطبی چه کنیم؟

  • آشنایی با اختلال دوقطبی: همه چیز را در مورد علائم و گزینه‌های درمانی بیاموزید. هرچه بیشتر در مورد اختلال دوقطبی بدانید، برای کمک به فرد مبتلا آماده‌تر خواهید بود.
  • تشویق فرد به دریافت کمک: هر چه زودتر اختلال دوقطبی درمان شود، بهتر است، بنابراین از عزیزتان بخواهید فوراً به دنبال کمک حرفه‌ای باشد. منتظر نمانید تا ببینید آیا آنها بدون درمان بهتر می‌شوند یا خیر.
  • تشویق به درخواست کمک: افراد مبتلا به اختلال دوقطبی اغلب تمایلی به درخواست کمک ندارند، زیرا نمی‌خواهند خود را سربار دیگران بدانند، بنابراین به فرد یادآوری کنید که برایتان مهم است و هر کاری که می‌توانید برای کمک انجام خواهید داد.
  • نشان دادن صبر: بهبودی نیاز به زمان دارد، حتی زمانی که فرد متعهد به درمان است. انتظار بهبودی سریع یا درمان دائمی نداشته باشید. با روال بهبودی صبور باشید و برای شکست‌ها و چالش‌ها آماده شوید. مدیریت اختلال دوقطبی یک فرآیند مادام العمر است.

اهمیت حمایت در بهبود اختلال دوقطبی

اهمیت حمایت در بهبود اختلال دوقطبی

افراد مبتلا به اختلال دوقطبی زمانی که از حمایت اعضای خانواده و دوستان برخوردار باشند، عملکرد بهتری دارند. آن‌ها تمایل دارند سریع‌تر بهبود پیدا کنند، دوره‌های شیدایی و افسردگی کمتری را تجربه کنند و علائم خفیف‌تری دارند.

اختلال دوقطبی و خانواده

زندگی با فردی که مبتلا به اختلال دوقطبی است می‌تواند باعث استرس و تنش در خانه شود. علاوه بر چالش مقابله با علائم و عواقب آن‌ها، اعضای خانواده اغلب با احساس گناه، ترس، خشم و درماندگی دست و پنجه نرم می‌کنند. در نهایت، این فشار می‌تواند مشکلات جدی در این رابطه ایجاد کند. اما راه‌های بهتری برای مقابله وجود دارد.

اولین قدم برای مقابله موفق با اختلال دوقطبی این است که خانواده‌ها یاد بگیرند که بیماری و مشکلات آن را بپذیرند. وقتی احساس ناامیدی یا گناه می‌کنید، به یاد داشته باشید که اختلال دوقطبی تقصیر کسی نیست. پذیرش اختلال دوقطبی مستلزم اذعان به این است که همه چیز ممکن است دیگر هرگز “عادی” نباشد.

درمان می‌تواند تفاوت بزرگی برای فرد مبتلا در خانواده شما ایجاد کند، اما ممکن است همه علائم یا اختلالات به طور کامل برطرف نشوند. برای جلوگیری از ناامیدی و رنجش، داشتن انتظارات واقع بینانه مهم است. توقع بیش از حد از اعضای خانواده می‌تواند منجر به شکست شود. از سوی دیگر، توقع کم نیز می‌تواند مانع بهبودی آنها شود، بنابراین سعی کنید تعادلی بین تشویق به استقلال و ارائه حمایت پیدا کنید.

نکاتی برای مقابله با اختلال دوقطبی در خانواده

  1. محدودیت های عزیزتان را بپذیرید. فرد مورد علاقه شما مبتلا به اختلال دوقطبی نمی‌تواند خلق و خوی خود را کنترل کند. آن‌ها نمی‌توانند به سادگی از افسردگی رهایی یابند یا در طول یک دوره شیدایی خود را کنترل کنند. نه به افسردگی و نه به شیدایی نمی‌توان از طریق خویشتن داری، اراده یا استدلال غلبه کرد. بنابراین گفتن اینکه مثل «دیوانه رفتار نکن» یا «منطقی باش » کمکی نخواهد کرد.
  2. محدودیت های خود را بپذیرید. شما نمی‌توانید فرد مورد علاقه خود را که مبتلا به اختلال دوقطبی است نجات دهید، همچنین نمی‌توانید وی را مجبور کنید که مسئولیت بهتر شدن را به عهده بگیرند. شما می‌توانید حمایت کنید، اما در نهایت، بهبودی در دستان فرد مبتلا است.
  3. استرس را کاهش دهید. استرس اختلال دوقطبی را بدتر می‌کند، بنابراین سعی کنید راه‌هایی برای کاهش استرس در زندگی عزیزان خود بیابید. بپرسید که چگونه می‌توانید کمک کنید و در صورت نیاز داوطلب شوید تا برخی از مسئولیت‌های فرد را به عهده بگیرید. ایجاد و اجرای یک روال روزانه با زمان‌های منظم برای بیدار شدن، صرف غذا و رفتن به رختخواب می‌تواند استرس خانواده را کاهش دهد.
  4. آشکارا ارتباط برقرار کنید. ارتباط باز و صادقانه برای مقابله با اختلال دوقطبی در خانواده ضروری است. نگرانی‌های خود را با محبت به اشتراک بگذارید، از فرد مورد علاقه خود بپرسید که چه احساسی دارد، و تلاش کنید تا واقعاً گوش دهید حتی اگر با وی مخالف هستید یا با آنچه گفته می‌شود ارتباطی ندارید.

چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد

افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، با وجود افراط‌های خلقی، اغلب نمی‌دانند که بی‌ثباتی عاطفی چقدر زندگی آنها و عزیزانشان را مختل می‌کند. در نتیجه درمان مورد نیاز را دریافت نمی کنند.

اگر مانند برخی از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی هستید، ممکن است از احساس سرخوشی و چرخه‌های بهره وری بیشتر لذت ببرید. اما یک سقوط عاطفی همیشه این سرخوشی را به دنبال دارد. این موضوع می‌تواند شما را افسرده و فرسوده کند. ممکن است باعث شود در کنار آمدن با دیگران با مشکل مواجه شوید. همچنین ممکن است شما را در مشکلات مالی یا حقوقی قرار دهد.

اگر علائم افسردگی یا شیدایی دارید، به مراقبت های بهداشتی یا متخصص سلامت روان خود مراجعه کنید. اختلال دوقطبی به خودی خود بهتر نمی شود. یک متخصص سلامت روان با تجربه در اختلال دوقطبی می تواند به شما در کنترل علائم کمک کند.

زندگی با اختلال دو قطبی

زندگی با اختلال دو قطبی چالش‌برانگیز است، اما با درمان مناسب و حمایت اطرافیان، افراد مبتلا می‌توانند زندگی با کیفیت‌تری داشته باشند. برخی از راهکارهای مفید برای مدیریت بیماری عبارتند از:

  • رعایت رژیم غذایی سالم: تغذیه مناسب می‌تواند به بهبود خلق و خو و کاهش علائم بیماری کمک کند.
  • ورزش منظم: ورزش به کاهش استرس و بهبود خلق و خو کمک می‌کند.
  • خواب کافی: داشتن خواب منظم و کافی برای کنترل نوسانات خلقی بسیار مهم است.
  • مدیریت استرس: یادگیری تکنیک‌های مدیریت استرس مانند مدیتیشن و یوگا می‌تواند مفید باشد.
  • حضور در گروه‌های حمایتی: شرکت در گروه‌های حمایتی به افراد مبتلا کمک می‌کند تا تجربیات خود را با دیگران به اشتراک بگذارند و از حمایت آن‌ها بهره‌مند شوند.

سخن آخر

اختلال دو قطبی یک بیماری مزمن است که نیاز به درمان طولانی‌مدت دارد. با این حال، با درمان مناسب و حمایت اطرافیان، افراد مبتلا می‌توانند زندگی فعال و پرباری داشته باشند. اگر شما یا یکی از عزیزانتان علائم اختلال دو قطبی دارد روش درمانی آر تی ام اس می تواند موثر باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *